تبليغاتX
آخرین اخبار درباره علی عطشانی



آخرین اخبار درباره علی عطشانی

يادداشت

سلام
یادمه از زمانی که دبیرستانی بودم سرم درد می کرد واسه فیلم و سینما . توی دبیرستان یه کانون نمایش فیلم راه انداخته بودمو هر هفته یک فیلم نمایش می دادم . مثلا" فیلم " صبح روز بعد " آقای پور احمد هنوز اکران نشده بود که من نسخه وی اچ اسشو ( البته اون زمان نه سی دی بود نه دی وی دی) پخش کردمو بعدم کلی جواب به ارشادو آموزش پرورش پس دادم . بعدش رفتم دانشگاه توی دانشگاهم باز یه انجمن راه انداختم به اسم انجمن سینمای دانشجویی که برای اولین دوره اون مروری بر آثار محسن مخملبافو گذاشتم و برای اولین فیلم " شبهای زاینده رود " رو که توقیفم بود به نمایش گذاشتم اکثر اساتیدومسئولین دانشگاه میومدن و بعد از نمایش من فیلمهارو نقد می کردم البته اینها همه بهونه بود تا بتونم فیلمهای کوتاهی که خودم ساخته بودمو نشون همه بدم .....
یادمه وقتی آقای سینایی عروس آتش رو ساخته بود من سوم دبیرستان بودم و خیلی از بازی حمید فرخ نژاد خوشم اومده بود گذشت و گذشت تا امسال تونستم اولین فیلم سینماییم رو بابازی حمید فرخ نژاد بسازم ....

مطالب پیشین
به یاد خسرو شکیبایی
منبع خبرگزاری فارس 17/4/87
منبع خبرگزاری موج تاريخ: 1387/04/17 زمان: 10:29
اوضاع و احوال سینما
منبع سایت آفتاب دوشنبه ۳ تير ۱۳۸۷ ۱۶ : ۲۴ : http://aftab.ir
منبع سایت سینمای ایران / راه فیروزه دوشنبه، ۳ تیر ۱۳۸۷ ۰۹:۴۵:۵۲
منبع خبرگزاری فارس 17 جمادي الثاني 1429 / يکشنبه 02 تير 1387
منبع خبرگزاری مهر 1/3/87 www.mehrnews.ir
منبع سایت سینمای ایران شنبه 28/2/87 http://www.ircn.ir/
منبع سایت سینمای ایران (راه فیروزه ) http://www.ircn.ir/ جمعه 27 اردیبهشت
پوستر پوست موز


" ="


لوگوی دوستان






به یاد خسرو شکیبایی


یادش  سبز

سکانسهای عزرائیل توی فیلمنامه " پوست موز " براساس شخصیت خسروشکیبایی بود. فیلمبرداری رو شروع کرده بودیم ، بچه ها نتونسته بودن پیداش کنن ، به موبایلش زنگ زدم خانمش گفت نیست ، موبایلشو جا گذاشته ، شب زنگ بزن ... شب زنگ زدم ، با خوشرویی هرچه تمام تر باهام حرف زد واسه فرداشب توی دفترمون قرار گذاشتیم ...

بعضی از بچه های گروه که قبل از این هم باهاش کار کرده بودند بهش می گفتن عمو خسرو ، من اولین بار بود که خسرو شکیبایی رو می دیدم ... منتظر بودم ببینم آدمی با این همه محبوبیت ، با این همه معروفیت ، با این همه افتخار با من که یه جوونم و ازش برای بازی توی فیلمم دعوت کردم چه برخوردی می کنه ...

لحظه اولی که باهام دست داد رو هیچ وقت یادم نمیره ... دستاش جون نداشت ولی بااین حال دستمو فشار دادو گفت : سلام عطشانی تویی ؟ خوب جوونی ؟ من فکر می کردم سنت بیشتر باشه ... طوری با من حرف میزد که من احساس کردم این چندمین کاریه که دارم باهاش انجام می دم ... خیلی خودمونی بود خیلی خیلی ... اونشب تا آخر شب دفتر بود ، کلی راجع به نقش باهم گپ زدیم ، خیلی از کارخوشش اومده بود ، همش تعریف می کرد ... خیلی مایل بود نقش عزرائیل رو که واسه خودش هم نوشته شده بود خودش بازی کنه ... توی اون چند شب کلی ایده خوب واسه نقشش داشت که منم استقبال می کردم ... نمی دونم چرا بدشانسی آوردم و نشد که توی فیلم در خدمتش باشم ... یه قرارداد داشت که 10 روز اولش با کار ما همزمان بود ، هر کاری کردیم نتونسیم گروه برنامه ریزی اون کاررو مجاب کنیم که با برنامه ما مچ بشن ... ای کاش اینطور نمیشد ...آخرین باری که باهاش تماس گرفتم حال خوشی نداشت ... کلی برام آرزوی موفقیت کرد ... همیشه در یاد ما می مونی عمو خسرو .

سکانسهای عزرائیل ( براساس شخصیت خسرو شکیبایی )

40 . روز . داخلی . کافی شاپ

حمید در کافی شاپ نشسته ... غرق در افکارش است ... از در ورودی خسرو شکیبایی وارد می شود ... به طرف حمید می آید ... در مسیر با عده ایی سلام و علیک می کند و به چند نفر هم امضا می دهد ... حمید سر بالا می آورد ... میبیند خسرو شکیبایی بطرف او می آید و لبخند بر لب دارد ... تعجب کرده ... خسرو به میز او میرسد ...

حمید : ( متعجب ) سلام آقای شکیبایی ...

خسرو شکیبایی : سلام عزیزم ... میشه بشینم ؟

حمید : حتماً ...

خسرو شکیبایی : ( می نشیند ... همة میزها آنها را نگاه میکنند ... مِن مِن می کند ) میخواستم ... ( گارسن می آید ، رو به گارسن ) همون قهوه همیشگی ... ( لبخند میزند ... گارسن می رود ، رو به حمید ) ... اسپرسو های اینجا واقعاً محشره ... حمید بودی ... نه ؟ ( حمید با سر تائید میکند ) یه چیزی رو میخوام بهت بگم ...

حمید : به من ؟

خسرو شکیبایی : بله ... ( به اطراف نگاه میکند ) آقا جون ... مرگت نرسیده هنوز ... زور نزن ... الآن وقتش نیست ... ( حمید از تعجب در حال در آوردن شاخ است ) موقعش که بشه ، خودم میام جونتو می گیرم ...

حمید : ( مردد ) ... آقای شکیبایی ... حاجی شما رو فرستاده ؟

خسرو شکیبایی : ( آهسته ) من شکیبایی نیستم ... تو جلد شکیبایی اومدم ... ( لبخند ترسناکی میزند ) من فرشته مرگم ...

حمید : ( می خندد ) اذیت می کنین ؟ ... ( به اطراف نگاه میکند ) دوربین مخفیه ؟

خسرو شکیبایی : الاغ جون ، مگه تو حمید نیستی ... مگه نرفتی اون دنیا ... مگه اونور عاشق نشدی ؟ ... ها ؟ ... بازم بگم ؟ ... وقتی حاج باقر رفت به عهد و عیال سر بزنه مراقبت بودم ...

حمید : ( می ترسد ) منو تعقیب میکردین آقای شکیبایی ...

خسرو شکیبایی : ( عصبانی می شود ) باز میگه شکیبایی ... من اون نیستم ... ( اطراف را می بیند ) فکر میکنی تو جریان گروگان گیری همین طور الکی و الابختکی زنده موندی ؟ ... مرد حسابی تو ، تو این مدت کلی وقت منو گرفتی که مواظبت باشم بلایی سرت نیاد ... حاجی راست میگفت کله شقی ... الآنم مجبورم کردی بیام سروقتت ... هر چی اون بنده خدا گفت که تو این کله ات نرفت ... هر کاری هم که میکنم زنده بمونی ، نمی فهمی ... تو الآن وقت مردنت نیست ...

حمید : من باید برم ... آرزو اونطرف منتظر منه ...

خسرو شکیبایی : ( عصبانی ) باید نداریم ... ترانسفر آدما بین اینطرف و اونطرف دست منه ... روز به روز لیست دارم ... تو باید صبر کنی ... باید رو ، من میگم ... نه تو ... جوجه ... ! ( گارسن قهوه را روی میز می گذارد ) ممنون

حمید : ( درمانده ) کِی وقت من میرسه ...

خسرو شکیبایی : ( از جیبش کامپیوتری جیبی را در می آورد و حساب کتاب میکند ) یازده سال و سه ماه و شیش روز و دو ساعت و هفت ثانیه دیگه ...

حمید : ( پوزخندی میزند ) حتماً تو جاده آمل ...

خسرو شکیبایی : ( جدی ) نخیر ... تو جاده بابل ... میخوای بگم چطوری می میری ؟ ( حمید متعجب با سر تائید میکند ) میری زیر تانکر سوخت ... مرگ تو به دست بابک همایونی رقم خورده ... راننده تانکر سوخت ... می خوای ببرمت ؟

41 . روز . خارجی . جاده بابل ( آینده )

بابک همایونی ، راننده ماشین حمل سوخت در حال رانندگی و خواندن با آهنگ بنیامین ( دنیا دیگه مثل تو نداره ) ... لپ تاپی روی جلو داشبورد ماشین نصب شده و نویگیتور ماشین را در صفحه کامپیوتر می بینیم ... ماشین حسابی تجهیز شده ... حمید و خسرو شکیبایی روی تانکر سوخت نشسته اند و ماشین در حال حرکت ... باد شدیدی می آید ...

خسرو شکیبایی : الآن یازده سال و سه ماه و شیش روز و دو ساعت و هفت ثانیه بعده ... شد شیش ثانیه ... ( خیلی جلوتر ماشین حمید کنار جاده پارک شده خسرو شکیبایی به ماشین حمید اشاره میکند ... ) اون ماشینته ... داری میری شمال ... ( حمید از ماشین پیاده می شود ) ... با زن و بچه ات ...

حمید : زن و بچه ؟

خسرو شکیبایی : آره ... سال دیگه زن میگیری ... بچه دار میشی ... اسم پسرت هم میزاری امیر علی ...

حمید از ماشین پیاده شده ... خستگی می گیرد ... همسرش هم از ماشین پیاده می شود ... بسیار شبیه به آرزو است ... اما او نیست ... پسر حمید در ماشین خواب است ...

همسر حمید : یه مقدار خستگی در کن ... بعد بریم ... شب باید پیش نازنین اینا باشیم ... تقی رو که می شناسی ... اگه دیر برسیم رامون نمیده تو ویلا ( می خندد ) یه چیزی بیارم بندازی سر شونه ات ؟ ... سرما نخوری ، عرق کردی ؟

حمید : ... نه ... خوبم ... ( نرمش میکند ) ... خوب شد این ویلا رو خرید ... با چی میخواست پز بده ... این تقی یه موتور گازی داشت ... ده یازده سال پیش ...

همسر حمید : پشت سر مردم حرف نزن ... ( چای میریزد و به حمید می دهد ) ... من میشینم تو ... سردمه ...

حمید : باشه ... ( نرمش میکند )

روی تانکر حمل سوخت ... حمید و خسرو شکیبایی نشسته اند ... تانکر به طرف حمیدِ آینده حرکت میکند ... به سرعت ...

حمید : الآن قراره بمیرم ؟ ... برم زیر این ماشین ؟

خسرو شکیبایی : آره ... بد جوری هم می میری ... له میشی زیر این ماشین ... بیچاره راننده ...

حمیدِ آینده در حال نوشیدن چای ... جاده خلوت است ... ماشینی از جلوی حمید رد می شود که صدای موسیقی و دست زنده آنها بیرون می آید ... پوست موزی از ماشین بیرون میاندازند ... پوست موز وسط جاده می افتد ... صدای تانکر حمل سوخت از انتهای جاده می آید ... همسر حمید سرش را روی شیشه میگذارد و چشمانش را می بندد ... تانکر حمل سوخت دیده می شود ... لاکپشتی آنطرف جاده در حال آمدن به جاده است ... حمید آن را می بیند ... تانکر کاملاً دیده می شود ... حمید بطرف لاک پشت میرود ... تانکر نزدیک تر شده ... حمید لاکپشت را برمیدارد و بطرف ماشین می آید ... همسر حمید چشمانش را باز میکند ... حمید را می بیند و ترسیده ... حمید و خسرو شکیبایی روی تانکر نشسته اند ... تانکر نزدیک حمیدِ آینده می شود ... حمید از جلو تانکر رد شده ... پایش روی پوست موز لیز می خورد و از پشت به وسط جاده می افتد ... تانکر نزدیک او شده ... حمیدِ روی تانکر فریاد میزند ...

حمید : نَـــــــــــــــــه ... نگه دار ... نمیخوام ببینم ...

خسرو شکیبایی : متاسفم ... مُردی ...

حمید : با یه پوست موز ؟ ( شکیبایی با لبخندی شیرین با سر تائید میکند )

42 . روز . داخلی . کافی شاپ ( حال )

خسرو شکیبایی : حتی با یه دونه نخود ... با هر چی امر بشه که بمیری ... همه چی دست به دست هم میده که با همون بمیری ...

حمید : خیلی تلخ بود ... ( خسرو شکیبایی با سر تائید می کند )

خسرو شکیبایی از در کافی شاپ وارد می شود ... فرشته مرگ ( خسرو شکیبایی ) او را می بیند ... خسرو شکیبایی با عده ایی سلام و علیک میکند و به عده ایی هم امضا می دهد ... دقیقاً مانند همان صحنه ایی که فرشته مرگ ( خسرو شکیبایی ) بطرف حمید آمد ...

خسرو شکیبایی ( فرشته مرگ ) : سه شد ... خودش اومد .. من میرم ... خداحافظ

از در پشتی میرود ... شکیبایی بطرف حمید می آید ... حمید به او خیره شده ... خسرو شکیبایی روی میز کناری حمید می نشیند ... حمید به او زل زده و مبهوت است ... شکیبایی به او سلام میکند و لبخند میزند ... اهالی کافی شاپ همه برمیگردند و حمید را نگاه میکنند ... حمید لوازمش را جمع میکند و از کافی شاپ بیرون میرود ... شکیبایی کماکان امضا می دهد و در بین امضا دادن به بیننده لبخند ترسناکی میزند...

 

 

عکسهای مراسم وداع با خسرو شکیبایی در ادامه مطلب( عکسها از حسین اکبری)

 




| + | نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 18:50 | نوشته شده در موسسه بیتا فیلم تهران

منبع خبرگزاری فارس 17/4/87


در گفت‌وگو با فارس اعلام شد؛

«علي عطشاني» سريال «ساعت 12» را براي ماه محرم مي‌سازد

خبرگزاري فارس: «علي عطشاني» براي ماه محرم سريال «ساعت 12» را مي‌سازد.

اين كارگردان سينما كه سوم مرداد قرار است پيش توليد فيلم سينمايي «گونو» را شروع كند، در گفت‌و‌گو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: طبق قراردادي كه با تهيه‌كننده انگليسي پروژه «گونو» دارم ،اول آگوست بايد پيش توليد را آغاز كنم.از طرفي يك سريال مناسبتي را نيز قرار است براي ...

 




| + | نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 15:54 | نوشته شده در موسسه بیتا فیلم تهران

منبع خبرگزاری موج تاريخ: 1387/04/17 زمان: 10:29


اختصاصي
وجود روابط در نمايش فيلم‌ها، حضور بخش خصوصي را كمرنگ مي كند

خبرگزاري موج - گروه اقتصاد فرهنگ
علي عطشاني گفت: وجود ضوابط و روابط براي نمايش عمومي فيلم‌ها، سبب مي شود تا حضور بخش خصوصي در سينما كمرنگ شود.

به گزارش خبرنگار موج؛علي عطشاني كارگردان سينما در گفت و گو با خبرنگار موج،با بيان اين مطلب اظهار داشت:نبايد بي دليل از نمايش فيلم‌هايي كه مي‌تواند از فروش بالايي برخوردار باشد، گرفته شود. چندين فيلم است كه مانند فيلم من شوخي در آن وجود دارد، اما اجازه نمايش به آنها داده نمي شود در حاليكه اين فيلمها مي تواند از فروش بسيار چشمگيري برخوردار شود.
وي تصريح كرد:من به عنوان يك فيلمساز جوان، فرياد خود را به چه كسي گويم، وقتي اجازه نمي‌دهند آقاي اربابي را




| + | نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 15:41 | نوشته شده در موسسه بیتا فیلم تهران

اوضاع و احوال سینما





| + | نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 12:6 | نوشته شده در موسسه بیتا فیلم تهران

منبع سایت آفتاب دوشنبه ۳ تير ۱۳۸۷ ۱۶ : ۲۴ : http://aftab.ir


«علی عطشانی» سریال مناسبتی می‌سازد

 

«علی عطشانی» كه قرار است اواسط تیرماه پیش تولید پروژه سینمایی «گونو» را شروع كند، پیشنهاد ساخت سریال مناسبتی برای ماه محرم را بررسی می‌كند.«علی عطشانی» كه قرار است اواسط تیرماه پیش تولید پروژه سینمایی «گونو» را شروع كند، پیشنهاد ساخت سریال مناسبتی برای ماه محرم را بررسی می‌كند.
وی درباره احتمال ساخت سریال مناسبتی برای ماه محرم گفت:پیشنهاد كارگردانی سریالی از گروه فرهنگ و هنر شبكه یك سینما برای ماه محرم دارم كه برای تولید آن، باید فیلمنامه خود را ارائه كنم.
عطشانی افزود: چون این سریال با زمان شروع پروژه «گونو» تداخل پیدا می‌كند، باید برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری دقیق‌تری در این زمینه انجام دهم.
بنابراین گزارش، به گفته عطشانی «پوست موز» كه در انتظار كسب پروانه نمایش سینمایی‌اش است، توسط موسسه رسانه‌های تصویری خریداری شده و مجوز نمایش ویدیوئی‌ را دریافت نموده است.
این كارگردان در این‌باره گفت: قرار است این فیلم پس از اكران عمومی در ...


| + | نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 17:57 | نوشته شده در موسسه بیتا فیلم تهران

منبع سایت سینمای ایران / راه فیروزه دوشنبه، ۳ تیر ۱۳۸۷ ۰۹:۴۵:۵۲


گونو با حضور 5 بازیگر مطرح سینما ساخته می شود

3/4/1387-4:23

 
علی عطشانی کار گردان فیلم گونو گفت :این فیلم با حضور 5 بازیگر ستاره  ومطرح سینما ساخته می شودو یکی از پر هزینه ترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران خواهد بود.
 
عطشاني در گفت وگوبا راه فیروزه  افزود: اين روزها مشغول بازنويسي نهايي فيلمنامه «گونو» هستم و يكي‌،دو هفته ديگر تمام مي‌شود.
وي ادامه داد: اين پروژه  در كوير لوت فيلمبرداري می شود و  قرار است يك هلي‌كوپتر منفجر ‌شود.وی ادامه داد:قصددادریم فیلمبرداری این فیلم را در تابستان آغاز کنیم .وی ادامه داد:فیلمبرداری گونو 5ماه طول می کشد.عطشانی تاکید کرد :این فیلم قطعا با فیلمهای قبلی ام بسیار متفاوت است.



| + | نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 10:49 | نوشته شده در موسسه بیتا فیلم تهران

منبع خبرگزاری فارس 17 جمادي الثاني 1429 / يکشنبه 02 تير 1387


درصورت توافق با شبکه یک سیما ( علی عطشانی ) سریال مناسبتی می سازد

خبرگزاری فارس : ( علی عطشانی ) که قرار است اواسط تیرماه پیش تولید پروژه سینمایی ( گونو ))

راشروع کند پیشنهاد ساخت سریال مناسبتی برای ماه محرم را بررسی می کند .

وی درگفتگو با خبرنگار سینمایی فارس درباره احتمال ساخت سریال مناسبتی ماه محرم ...

 




| + | نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 21:49 | نوشته شده در موسسه بیتا فیلم تهران

منبع خبرگزاری مهر 1/3/87 www.mehrnews.ir


عطشانی " گونو " را تابستان کلید می زند
 
پروژه سینمائی " گونو " به عنوان دومین تجربه کارگردانی علی عطشانی تابستان امسال در کویر لوت کلید می خورد

عطشانی در این باره به خبرنگار مهر گفت: به همراه امیرعلی محسنین مشغول نوشتن فیلمنامه "گونو" هستیم و هفته دیگر چکیده فیلمنامه را برای گرفتن پروانه ساخت ارائه می‌کنیم. همزمان کار پیش‌تولید فیلم نیز تا حدودی انجام شده و بر اساس فیلمنامه باید کار را تابستان کلید بزنیم.

نمایی از فیلم "پوست موز"

وی افزود: "گونو" فیلمی در ژانر حادثه و بسیار پرهزینه است. این فیلم به نوعی به توفان گونو و کویر لوت مربوط می‌شود و حدود 80 درصد آن در کویر لوت فیلمبرداری خواهد شد. "گونو" پنج بازیگر اصلی خواهد داشت و برای آن از بازیگران حرفه‌ای بهره می‌گیریم. شخصیت‌های فیلم توانایی‌هایی خاص دارند و به همین دلیل مرحله انتخاب بازیگر برای من بسیار اهمیت دارد.

عطشانی درباره اکران عمومی فیلم سینمایی "پوست موز" نیز گفت: اصلاحاتی که از طرف ارشاد به فیلم وارد شده بود را اعمال کردیم و هم اکنون در انتظار پروانه نمایش هستیم. فکر می‌کنم دیگر مشکلی برای گرفتن این مجوز نباشد. فیلم در بازار کن نیز ارائه شده و امیدوارم آن را به زودی اکران کنیم.

حمید فرخ‌نژاد، بهزاد فراهانی، بهنوش طباطبایی، هوشنگ حریرچیان، مهران رجبی، رضا بنفشه‌خواه و کیومرث ملک‌مطیعی در "پوست موز" بازی کرده‌اند و داستان فیلم درباره جوانی است که به کما می‌رود و روحش در برزخ با دختری آشنا می‌شود. او پس از بهبودی باید به این دنیا بازگردد اما...




| + | نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 1:3 | نوشته شده در موسسه بیتا فیلم تهران

منبع سایت سینمای ایران شنبه 28/2/87 http://www.ircn.ir/


علی عطشانی از آغاز فیلمبرداری پروژه سینمایی "گونودر در تابستان  ۸۷ خبر داد.

 

وي درباره پروژه سینمایی "گونو" به خبرنگار راه فیروزه  گفت: "این فیلم از بزرگترین و پرخرجترین پروژه‌های سینمای ایران است و سعی داریم پیش تولید فیلم را آغاز کنیم. وی پیش ازاین  از "گونو" به عنوان یک اثر کلاسیک و خانوادگی نام برده بود  که کل ماجرای آن در یک محیط می‌گذرد. "گونو" دومین فیلم سینمایی عطشانی پس از "پوست موز" خواهد بود.




| + | نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 1:12 | نوشته شده در موسسه بیتا فیلم تهران

منبع سایت سینمای ایران (راه فیروزه ) http://www.ircn.ir/ جمعه 27 اردیبهشت


عطشانی در گفت وگو با راه فیروزه :سعی می کنیم پوست موز را خردادماه اکران کنیم

27/2/1387-1:58

 
 

فیلم پوست موز به کار گردانی علی عطشانی پس از دریافت پروانه نمایش خرداد ماه اکران می شود.

 
علی عطشانی کار گردان این فیلم در گفت وگو با راه فیروزه گفت : ما سعی داریم این فیلم را خردادماه اکران کنیم.این فیلم



| + | نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:56 | نوشته شده در موسسه بیتا فیلم تهران

منبع مجله خانواده سبز! www.ksabz.net 25/2/287


پشت ‌پرده اکران چند صد میلیونی!
فیلم "دایره زنگی" همانطور که فرهادی حدس زده بوده (!) با وجود این حواشی، بهترین فرصت اکران در ایران ـ نوروز ـ را از آن خود کرد و "بدون" اصلاحیه‌های جدیدی که در جشنواره خواستار آن شده بودند، به مدد لطف(!) مسئولان سینمایی ارشاد و مدیریت دقیقه‌نودی به پرفروش‌ترین فیلم اکران نوروزی رسید.
به گزارش خبرنگار فرهنگی فردا، فیلم سینمایی "دایره زنگی" به کارگردانی پریسا بخت‌آور ـ همسر اصغر فرهادی ـ در حالی در مدت کمتر از یک ماه اکران به فروش بالغ بر 600 میلیون تومان رسیده‌است که حواشی این فیلم در جشنواره فیلم فجر کمک شایانی در استقبال از این فیلم داشته است.
بنا بر این گزارش 14 دقیقه از فیلم "دایره زنگی" به تشخیص مسوولان برگزاری جشنواره، حذف شد اما پس از یک بار اکران در روز 18 بهمن 86 در اقدامی عجیب و بی‌‌سابقه که نشان از بی‌برنامه‌گی و دخالت سلایق در مدیریت جشنواره بود، با اصلاحیه‌هایی مواجه شد. علت این تصمیم، نظر جدید مدیران بخش نظارت و ارزشیابی بود که انجام اصلاحیه هایی جدید را ساعت ۱۱ صبح روز بعد، به عوامل فیلم اعلام کرده بودند و تهیه‌کننده فیلم که عملاً انجام تغییرات جدید را غیرممکن می‌دانست، از شرکت در جشنواره انصراف داد.
آیا اکران عمومی و دیده شدن همان‌فیلم‌ها آن هم بدون اعمال اصلاحیه‌های جدید کمی خنده‌دار نیست؟ آیا از هم‌اکون نباید منتظر فروش بالای فیلم‌هایی چون «صد سال به این سال ها»، «خاک آشنا»، «آتشکار» و «پوست موز» که از جشنواره فیلم فجر بازماندند، باشیم؟
 



| + | نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:29 | نوشته شده در موسسه بیتا فیلم تهران

منبع خبرگزاری برنا نیوز 17/2/87 /www.bornanews.ir


مروري بر حضور سينماي ايران در کن واسکار(2)/علي عطشاني در گفت وگو با برنا:
حضور در کن و اسکار با امکانات کم سينما ميسر نيست

اگر امکانات، تجهيزات و نيروي ماهر در کنار مديريت خوب در سينما نباشد، نبايد توقع معجزه داشت. در حال حاضر ما در سينما امکانات مناسب نداريم، آنوقت توقع داريم که در کن و اسکار حضور داشته باشيم!

«علي عطشاني» کارگردان "پوست موز" که فيلم وي امسال در بازار کن حضور دارد، در گفت وگو با خبرنگار سرويس هنري برنا درباره حضور فيلم هاي ايراني در جشنواره کن و اسکار گفت: غيبت چند ساله ايران در اين رقابت هاي معتبر سينمايي از چند بعد قابل بررسي است و



| + | نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:4 | نوشته شده در موسسه بیتا فیلم تهران

منبع سایت شبکه اول http://tv1.irib.ir


سرگردان ميان طنز و جدي‌

 جام جم - تاريخ  25/01/1387

 


سيروس مقدم با «پيامك از ديار باقي» سريال طنز مناسبتي را نيز تجربه مي‌كند تا در كنار آثار ماورايي و معناگرايي، اثري كمدي نيز در كارنامه خود داشته باشد؛ اما گويي وي هنوز از حال و هواي سريال اغما بيرون نيامده است و ساختار سريال جديد خود را به جاي اين كه در فرمي متناسب با وجوه كميك قصه شكل دهد، به صورت‌بندي




| + | نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:6 | نوشته شده در موسسه بیتا فیلم تهران